به وب سایت مکتب خانه میرزا عبدالله خوش آمدید
تضاد فرهنگی و به هم ریختن روند هنری در میان مردم و دوپاره شدن جامعه
تضاد فرهنگی و به هم ریختن روند هنری در میان مردم و دوپاره شدن جامعه

تضاد فرهنگی و به هم ریختن روند هنری در میان مردم و دوپاره شدن جامعه

فرهنگ هر کشور که هنر بخش عمده ی آن است ،تابع بنیاد هایی است متکی بر دریافت های روزانه مردم ،از راه های گوناگون .

برای مثال،صبح که شما از خواب بیدار میشوید و رادیو یا تلویزیون را روشن میکنید نفوذ فرهنگ و هنر بر فکر و روان ما شروع میشود.یا اگر فیلمی را میبینید و موسیقی را میشنوید و روزنامه و کتابی را میخوانید ،همین اتفاق نیز برای ما رخ میدهد.تنها کسانی که اگاهانه با انتخاب درست سطح هنر و فرهنگشان را بالا میبرند ،فکرشان را در اختیار رویداد های فرهنگی و هنری از پیش طراحی شده و هرزه قرار نمیدهند .

یک روز از استاد صبا سوال کردند ایا شما نیز به موسیقی هرز گوش میدهید؟

ایشان جواب دادند (که اتفاقا دیروز به سلمانی رفتم و رادیو ایران باز بود  و خانمی میخواند که بیشتر موسیقی هرز بود).بله گاهی ناچار شما مجبور به شنیدن موسیقی هایی هستید که دوست ندارید .سوال این است که آیا شما رگه ای از موسیقی هرز و کاملا مصرفی در مجموعه اثار استاد صبا شنیده اید؟خیر،چرا که اساتید و هنرمندان آگاه به سلیقه علمی  و صاحب ارزشی دست یافته اند که اجازه نمیدهند این آثار هرز وارد سیستم ذهنی آنان شود.از آن روزگار نزدیک نیم قرن گذشته  و امروزه ما در تیررس رادیو و تلویزیون مملکتی و خارجی ،اینترنت،فروشندگان ارزان خیابانی،ماهواره های پر زرق و برق،کافی شاپ ها و شاید صد ها وسیله صوتی و تصویری قرار داریم.باید چه کنیم با این همه خروجی هایی که اکثر آنها موسیقی هرز بی محتوا و تخریب کننده روح و سرشت.

خوب انسان است.ایا میشود همه این فرستند ه ها را بمباران کرد؟جواب اصولی ان نه است.پس چه باید کرد؟باید به ناچار شرایط کنونی را پذیرفت و در میان علف زار های هرز گم شد و هویت ملی و آیینی و حتی عرفانی و مذهبی خود را از دست بدهیم یا راه دیگری وجود دارد.ایا دولت محترم احمدی نژاد وقت دارند تا تعادلی بین مسایل اقتصادی و فرهنگی و هنری بیابند؟حضرت ریاست دولت و قانون گذاران ما بالاخره خواهند دانست که نمیشود از مبارزه علیه فرهنگ و هنر طاغوت داخلی و جهانی سخن گفت اما راه کاری درست و منطقی برای این عدم تعادل بین مسایل اقتصادی و فرهنگی نیافت.از کجا باید مشکل و حملات ویروسی فرهنگی را شناخت و راه حل برای ان ارایه نمود؟ایا بستن یا موج فرستادن بر روی امواج بعضی ماهواره ها مانند صدای امریکا و بی بی سی راه کار درستی است وقتی بیش از صد برنامه غیر فرهنگی و کم محتوا و سبک دیگر از داخل و خارج حمایت میشوند و خانواده ها از صبح تا شب پای سریال های سطحی که امروزه مد شده نشسته و تاثیر میپذ یرند؟یک هفته در تعطیلات میان ترم بود م و در شهرم گرگان توانستم مطالعه ای بر برنامه های ماهواره ای داشته باشم و آماری از مراکز انها بیابیم که مرا بسیار متاثر کرد .متاسفانه متوجه شدم که تعداد زیادی از این برنامه ها به وسیله گروه های در ایران تهیه میشود و پایه فرستنده متعلق به بخش خصوصی است که به راحتی در حال تخریب زبان فارسی و هنر های ایرانی هستند.چرا و به چه دلیل این حرف را میزنم؟روشن است،چون بیشتر برنامه های فارسی لوس انجلسی را ماهواره نمیگرفت اما بقیه برنامه های فارسی را میشد بخوبی گرفت و دید.انگار دستی غیبی در پشت فرمان پنهان نشسته و دارد تخریب افکار و فرهنگ و هنر را سازمان دهی میکند.بیش از صد ها هزار تولید کنندگان خانگی،نوار، سی دی و... درست میکنند و بصورت مجاز در هر کوی و برزن با قیمتی نا چیز به فروش میرسانند،اما برای دریافت مجوز انتشار موسیقی های خوب باید مدت ها پشت در های بسته به انتظار ایستاد.

در واقع فرهنگ موسیقی و ترانه های ما ظاهرا تحت موسیقی زیر زمینی اداره می شود،چیزی که باید به صورت مخفی بوده و نیرو های انتظامی از محل آن ها واقف نباشند اما متاسفانه به نظر میرسد که این موسیقی هنری و جدی ایرانی است که زیر زمینیست چرا که تولید آن انقدر کم است که باید با چراغ قوه تعدادی از انها را دید.اگر به امار موسیقی هایی که جوانان و خانواده ها به صورت روزمره گوش میکنند ،توجه کنیم، این موسیقی های هرز است که دارد به صورت علنی در کنار چشمان دولت محترم  کار میکند و ما شعار میدهیم که نباید بگذاریم  فرهنگ و هویت ایرانی از بین برود.به نظر میرسد که یا دوستان از امار ها بی خبرند یا آنقدر درگیر مشکلات مملکتی هستند که هنر و فرهنگ را رها کرده اند تا کل روابط اجتماعی مردم را ویران تر نماید.نگارنده معتقد است که تعادل بین اقتصاد و فرهنگ و هنر و سیاست های آن در بحران به سر میبرد و مشکل اساسی دارد.

قبل از انقلاب هنرمند متعهد و کارگردان معروف پرویز کیمیاوی فیلمی بنام مغول ها ساخت که در این فیلم نشان میداد که آنتن های تلویزیون ها از حمله مغول به فرهنگ و هنر ایران خطرناک تر است.از آن تاریخ بیش از چهل سال میگذرد ،تصور کنید در این فاصله چه بر سر اتحاد فرهنگی ما بوجود امده .

امروز ما دو کشور داریم با دو فرهنگ کاملا متفاوت  و این خطری است که میتواند ایران را به دو بخش شمالی و جنوبی یا شرقی و غربی تقسیم کند .روزی زبان،شعر،موسیقی،آداب معاشرت و مذهب ما را با هم متحد میکرد اما امروز شکاف عمیقی بین فرهنگ و سلیقه دو گروه بوجود آمده  و باید ریسات محترم جمهور و گردانندگان صدیق این مرز و بوم فکری عاجل برای آن بنمایند .لطفا توجه داشته باشید که(دارد دیر میشود دوستان.)